X
تبلیغات
رایتل


سادگی ها

داستانهای دخترک و اقیانوس


دیشب...

اشک در چشمانم حلقه زد،

بغض در گلویم،

و درد در دل شکسته ام...

با او نجوا کردم

گاهی فریاد کشیدم

گاهی گریستم

و با مشت های کوچکم

به تن تنومندش کوبیدم

آنقدر کوبیدم تا مرا در آغوش گرفت

و گفت: "دوستت دارم"


نوشته شده در جمعه 23 اسفند 1387ساعت 07:58 ب.ظ توسط هوناز|


Design By : Night Skin

Archives
Links
Design
Specific
Others