X
تبلیغات
رایتل


سادگی ها

داستانهای دخترک و اقیانوس

بر خاطراتم، نقش اشک میزنم

عطر وجودش را به دست باد بهار می سپارم

گرمانده باشد از نفس، گرد نگاهش را پاک میکنم

یک بار دیگر تلخی غصه هایم را می بلعم

و ...خسته از این همه بیهودگی

تکه های شکسته ی وجودم را از زمین برمیچینم


فردا...

مهربانم را به دیوار خواهم آویخت در قابی

و با هر آنچه توان مانده در من باقی

میگشایم چشمانم را به صبحِ از او خالی


پس با دل بی خبرم زمزمه میکنم...

بهار آمد.... نبودنش را باور کن....



نوشته شده در پنج‌شنبه 8 اسفند 1387ساعت 05:47 ب.ظ توسط هوناز|


Design By : Night Skin

Archives
Links
Design
Specific
Others