X
تبلیغات
رایتل


سادگی ها

داستانهای دخترک و اقیانوس

شنیدم یاغی شدی

با بعضیا باقی شدی

ندیده بودم اشک بیاد از اون چشات

میدونم،

ترسیدی اون نمونه برات

 

میدونم درد تو از خجالت

میدونم خوب میدونی

اینا تاوان همون خیانت

 

میدونم فکر میکنی خیلی بدی توی دلت

ولی اون میبخشدت

خودش اینو گفته بهت

 

دیدم از خدا می پرسی

تو چه نونی بودی که گذاشت توی کاسش

میدونم چه مرگته !

تو دلت تنگه واسش

 

کی میگه نمیخوادت مرتیکه ی پرت

اون فقط یه عشق میخواد بی قید و شرط

اون فقط یه سایبون، یه مهربون

یه همنفس

که مرد باشه، همین و بس

 

ولی تو خدا رو شکر کن.

آخه تو یاغی شدی

همیشه میگفتی نیستی

حالا اینجارو ببین...

تو با اون باقی شدی

 

فکر کنم عاشق شدی

عاشق اون سادگی هاش

میدونم تا آخرش

هرجا بره هستی باهاش

               

                           از اقیانوس، به اقیانوس

نوشته شده در چهارشنبه 13 خرداد 1388ساعت 11:31 ق.ظ توسط هوناز|


Design By : Night Skin

Archives
Links
Design
Specific
Others